استقلال - 360 !


1 . شاید پخته شدن همون استقلال باشه ! و به نظرم اســـتقلال زمانی اتفاق میفته که توی 60 ، 70 % اوقاتی که میشه احساس تنهایی داشت ، احساس تنهایی نکنی ! ..  و شایدم این یعنی تحقق مقطعی شدن دلتنگی ها ! و شاید تمام اینها زمانی رخ بده که به خداوند عالم اعتماد و اعتقاد بیشتری داشته باشیم .
آدمی برای بدست آوردن موفقیت نیاز به استقلال داره ، نیاز به استقلال داره تا هدفش رو درست شناسایی کنه و راه درست رو انتخاب کنه ، منظورم از استقلال جدا بودن و جدا شدن و ترک تعلق ها نیست ، منظورم از استقلال گستاخ شدن نیست ،  منظورم از استقلال رها بودن ِ ، آزادی اندیشه س ، درست رفتار کردن ِ ، استفاده درست از تجربیات سازنده س، درست فکر کردن ِ و .. خلاصه ش کنم منظورم استقلال فکری ِ .. رسیدن به استقلال شجاعت میخواد و شجاعت نیاز به خدا شناسی داره .. یک احساس و ارتباط عمیق قلبی که به جز تو و معبودت به هیچ کس دیگه ای ارتباط نداره !
 
اینکه تا چه حد باهام مخالفین یا موافق نمیدونم ، اما دوس دارم بدونم  
در ضمن اندر حکایات امنیت در وبلاگستان و دات آی آر شدن ها همین بس که بر بی مرامی اینجانب افزوده شد !!! خستگی مفرط اینروزها هم دلیل محکمی بر عدم حضور ما بود .. نتیجه : پوزش از تمامی دوستان 09.gif


2 . والا 39.gif ما هم یه چند سالی میشه که رسیدیم به این قضیه که میگن : « این دنیا ، دنیای کوچیکیه » اما دیگه نه تا این حد ! یعنی حداقل واسه من که از بدو ورودم به این دنیای مجازی این جمله رو لمس کردم دیگه نه ! .. ( نمیدونم قبلا ً گفتم یا نه ، ولی یه روز میگم ) ، وارد 360 یک آدم به ظاهر غریبه میشی ، اولا ً سه سوت نمیکشه که سر از صفحه ی 360 دوست بغل دستی ت در میاری و جالبتر اینکه می بینی با اون فرد به ظاهر غریبه فامیل از آب در اومدی ! .. آخه دنیا هم انقدر کوچیک !!

/ 18 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
J.O.Z.E.P.H

زود تر از اينا بايد کامنت ميدادم ولی شرمنده.. واسه مطلب اولت چيزی به مخم نرسيد.... ولی يادمه وقتی اورکات رو شناختم و هنوز فیلتر نشده بود، کلی سرم گرم میشد به پیدا کردن این و اون. از دوستای قدیم دبستان و دبیرستان تا پیدا کردن فلان دخترِِ فلان همسایه. حس خوبی داشتم انگار که هر کسی رو بخوام میتونم با یه چشم بهم زدن پیدا کنم و دوباره با هم کانکت شیم ولی از وقتی دیگه نمیشه رفت و جلوش رو گرفتن، حس بدی نسبت به این جور سایت ها و کلا این جور کامیونیتی ها پیدا کردم حتی دیگه کمتر با مسنجرها آنلاین میشم و کمتر دنبال کسی میگردم. حتی ۳۶۰ خودم رو هم تاحالا باز نکردم. نمیدونم شاید نباید اینجوری باشه ولی ناشناس بودن رو هم این روزا بیشتر ترجیح میدم!

tohid

man kolan mokhalefe esteghlalam , albate posteton kamelan aarmaangara boda vali man perspolisiam , che konam http://hamcheraghi.persianblog.ir

سارا

دوست گلم . به نظر من استقلال ربطی به احساس تنهايی نداره يعنی شايد کسی کاملا مستقل باشه . فکرش و روحش و ... حتی خدايش رو در عميقترين و واقعيترين شکل ممکن داشته باشه اما بازم احساس تنهايی کنه ... اخه ما ادما کلا تنها زاده شديم و تنها ميميريم و راستش من خدايم را در نابترين لحظات تنهايی يافتم و فکر می کنم اگه تنها نباشم دلم بد جوری برای خودم و خدا تنگ می شه . اينا رو گفتم چون نظرمونو خواسته بودی / جبران خليل جبران می گه تو می تونی فرزندتو بندازی توی اتاقو در و روش قفل کنی اما هرگز نمی تونی استقلال انديششو ازش بگيری / ماها هممون توی يک حصار و محدوديتی اسير هستيم اما اين دست خودمونه که چه قدر از بيمار شدن انديشمون جلوگيری کنيم . می دونم که حرفام شبيه شعاره اما واقعا خودم وقتی شيراز بودم و خيلی روزا ۱۲ ساعت توی سلول انفرادی هم ازادی و لمس کردم و هم استقلالو هم خدا رو . اما لحظاتی که دورو برم پر ادم بود و بيرون سلول انفرادی بودم محدودو محتاج بودم . وای خيلی حرف زدم

horizon

۱۰۰٪ سارا جان اين نوع تنهايی برای خودسازی بشر لازم ِ اما من اسمش رو ميذارم خلوت کردن با خود ٬ اين نوع تنها بودن به اين معنی که تو خودت رو یکه و تنها بدونی برای پذیرفتن مسئولیتهای زندگیت ٬ باعث میشه تو رو پای خودت وایسی و کم کم شخصیت مستقلت شکل بگیره که بحثی درش نیست اما منظور من از اون ۶۰ ٬ ۷۰ ٪ تنهايی ٬ تنهايی هايی هست که در تو وابستگی ايجاد کنند ٬ تنهايی هايی که ازت سلب مسئوليت می کنند و بجای اينکه در تو حس استقلال رو بوجود بيارن ازت يه شخصيت وابسته می سازند / در ضمن من شعاری توی کامنتت نديدم چرا که کاملا ْ موافقم فکر و انديشه تا جايی که آسمان ذهن ما وسعت داشته باشه قدرت پرواز و اوج گرفتن رو داره و اين دقيقا ْ به خود ما ربط داره که انتهای اين آسمون کجا باشه ممنون از نظرات تمامی دوستان

آفتاب پرست

خیلی واقعن دنیای فسقلیه.

سارا

اما اگه راستشو بخوای تنها راه شاد زيستن اينه که کلن بيخيال هر چيز عميقی شی و اساسا فراموش کنی که چرا به دنيا اومدی و چرا داری نفس ميکشی و می خوابی و ... اين طوری ديگه لازم نيست غصه ی چيزی و بخوری و نگران اين باشی که استقلال چيه و ... يادش بخير بچه که بودم بزرگی می گفت توی اين دنيا ادمايی که -می فهمند- خيلی اذيت می شن . پس سعی کن هيچی نفهمی! مثل من که وبلاگمم پاک کردم مثل همه ی گذشته و خاطراتم ! الانم حالم خيلی خوبه

سارا

اما بعضی از ادمای بيکار هم پيدا ميشن که می گن - ما به طول عمر فکر نمی کنيم بلکه به عمق زندگی می انديشيم - حالا ديگه انتخاب با خودت

مرسده

سلااااااااااااام هورايزن خانوم ستاره ی سهيل(سهيلا) کجا بودی نبودی؟؟؟؟ یه خبر میدادی زودتر میومدم! اول بگم که من طرفدار پرسپولیسم! این از این دوم اینکه استقلال فکری وقتی صورت میگیره که خودت رو آزاد ببینی... و وقتی این آزادی نباشه از استقلال هم خبری نیست ... این آزادی فکر و رهایی از بند مارو به اسبقلال می رسونه! پس هر که فکرش آزاد مستقل باد این ۳۶۰ هم شده معضل! اما من دوسش دارم...